تقدیم به زنانی که رویاهای بزرگی برای زندگی‌شان دارند.
جایی برای یافتن دوباره خودت، ساختن عزت‌نفس و شخصیتی قدرتمند برای رسیدن به آرزوهایت

اولین کارگاه مهارت‌های زندگی ویژه نوجوانان

برگزاری اولین کارگاه مهارت‌های زندگی در روستای بنادکوک دیزه باعث افتخارم بود. بسیار خرسند بودم که بالاخره توانستم کاری برای اهالی روستای‌ام انجام دهم.

استقبال اهالی خونگرم روستا دور از انتظارم بود. با سه نوجوان اهل رشد شروع کردیم و با نه نفر به پایان رساندیم. نوجوان‌ها همراهی پر شوقی داشتند. هر جلسه برای دیدن دوباره آن‌ها روزشماری می‌کردم. با ذوق منتظر بودم که تغییرات شگرف آن‌ها را ببینم. آن‌ها اکنون مجهز به دوازده ابزار برای روییدن  هستند. این یعنی آن‌ها از خیلی از هم‌سن‌وسالانشان جلوتر هستند.

این‌که می‌دیدم حتا یک نفرشان حال بهتری دارد، به من انگیزه‌ای دوباره برای ادامه دادن داد. در هر مسیری چالش‌هایی وجود دارد و همین‌‌ها است که مسیر را قشنگ می‌کنند. بدون تپه و کوه و رودخانه جنگل چه صفایی دارد؟

خوشحالم که توانستیم چالش‌ها را با افتخار پشت سر بگذاریم. اکنون هر موقع به لحظات پرشور کارگاه فکر می‌کنم لبخند برلبم می‌نشیند. قطعن یکی از بهترین لحظات عمرم را در کارگاه گذراندم کنار نوجوان‌هایی توانمند و اهل یادگیری.

 

کارگاه در عصر دوازده یکشنبه تابستانی 1405 در کتابخانه روستا برگزار شد. در هر جلسه به یکی از مهارت‌های حیاتی زندگی پرداخته شد. این مهارت‌ها شامل خودشناسی، ارتباط موثر، مدیریت استرس، خودشفقتی، همدلی، مدیریت خشم، تفکر نقاد، تفکر خلاق، حل‌مسأله، مدیریت زمان، تصمیم گیری و تاب‌آوری بود.

هر جلسه مهم‌ترین نکات در هر زمینه بیان می‌شد و با انجام گیمیفیکیشن‌هایی خلاقانه محیط و اوقاتی شاد و جذاب کنار هم داشتیم.  دیدن خنده و شادی نوجوانان در هر جلسه قلب مرا نوازش می‌داد. در آخرین جلسه نیز که با موضوع تاب‌آوری برگزار شد، با توجه به شناختی که از هر کدام از آن‌ها به دست آورده بودم در قالب  یک نامه کوتاه توانمندی‌هایشان را به آن‌ها یاد‌آوری کردم. به آن‌ها خاطرنشان کردم که مراقب خودشان باشند و برای شناخت خود تلاش کنند. در انتهای مسیر احساس می‌کردم آن‌ها از نوجوانانی که خود را باور نداشتند به نوجوانان با اعتمادبه‌نفس‌ تبدیل شدند.

دوازده هفته، دوازده نکته، دوازده خاطره و نه نفر که به من اعتماد کردند. با من همراه شدند و رشد کردند. تماشای روییدنشان برایم جذاب‌ترین صحنه‌ها بود. من عاشق کارم هستم. عاشق کمک به دیگران.

 

در انتها از اعتماد نوجوانان عزیز و والدینشان و همچنن همکاری خانم زارع کتابدار مهربان روستا متشکرم. این سرآغاز شکوفه دادن یک نهال است.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط